تحولات منطقه

۱۷ تیر ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۰
کد مطلب: ۶۰۹۳۱۳

چرا ما شیعیان را نه شیعه علوی بلکه شیعه جعفری و مکتب و مذهب ما را مکتب جعفری می‌نامند؟ این پرسشی است که گاه به عنوان یک شبهه از سوی معاندان مطرح می‌شود و شیعه را مذهبی برساخته به دست امام جعفر صادق(ع) معرفی می‌کنند و آن را نه اسلام راستین محمدی، بلکه فرقه‌ای می‌خوانند که در اوایل قرن دوم هجری به دست جعفربن محمدٍ الصادق(ع) ساخته شده است.

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

قدس آنلاین: چرا ما شیعیان را نه شیعه علوی بلکه شیعه جعفری و مکتب و مذهب ما را مکتب جعفری می‌نامند؟ این پرسشی است که گاه به عنوان یک شبهه از سوی معاندان مطرح می‌شود و شیعه را مذهبی برساخته به دست امام جعفر صادق(ع) معرفی می‌کنند و آن را نه اسلام راستین محمدی، بلکه فرقه‌ای می‌خوانند که در اوایل قرن دوم هجری به دست جعفربن محمدٍ الصادق(ع) ساخته شده است.

این دشمنی علیه مکتب اهل بیت(ع) البته ریشه در دشمنی‌های صدر اسلام با خاندان نبوت دارد و از آنجا سرچشمه می‌گیرد که برخی از خویشاوندان پیامبر(ص) که اسلام را یا از سر نفاق و اجبار و یا به طمع مال و مقام پذیرفته بودند، پس از رحلت ایشان، خط نسیانی بر واقعه تاریخی و مهم «غدیر» کشیدند و با طرح بهانه‌های واهی از جمله اینکه نبوت و خلافت هر دو نمی‌تواند به یک تیره از قریش یعنی بنی‌هاشم برسد یا اینکه علی(ع) جوان و کم‌تجربه است و یا بهانه‌های دیگر، در اسلام راستین که بنا به وصیت رسول خدا(ص) باید رهبری‌اش به ولیّ او علی ابن ابیطالب(ع) می‌رسید، چند دستگی و انشقاق ایجاد کردند و با خانه‌نشین کردن علی(ع)، راه اسلام راستین را منحرف نمودند.

مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از ۲۵سال خانه‌نشینی و سکوت راهبردی، آن‌گاه که به اصرار مردم، خلافت را – که حق الهی ایشان بود – پذیرفت، با سه خط پیمان‌شکنان (ناکثین/ طلحه و زبیر)، از دین خارج شدگان (مارقین/ خوارج نهروان) و طغیان کنندگان (قاسطین/ معاویه) روبرو شد که هر یک به طریقی راه ایشان را سد کردند و سبب شدند که راه اسلام راستین برای رسیدن به اهداف الهی خود مسدود و منحرف شود. در این میان، پیمان‌شکنان و خوارج از سر راه برداشته شدند اما خطرناکترین دشمن امام علی(ع) یعنی معاویه که بعدها دشمنی او و خاندانش به فرزندان علی(ع) نیز آسیب رساند، همچنان باقی ماند.

از اینجا بود که دشمنی‌های معاویه به عنوان نماد نیرنگ و نفاق و دنیاطلبی و حقد و کینه و حسد، در برابر مولای متقیان علی(ع) به عنوان نماد انسان کامل، عدالت، پرهیزگاری و ولایت رسول خدا(ص) روز به روز بیشتر شد و شیعیان علوی را که میراث‌داران اسلام ناب و راستین محمدی بودند در تنگنای روزافزون قرار داد.

معاویه تلاش می‌کرد جامعه شقه شقه شده اسلام را که پس از ماجرای سقیفه دچار چند دستگی شده بود، در حالی که هنوز مسلمانان صدر اسلام زنده بودند و شرح رشادت‌ها و جنگاوری‌ها و پرهیزگاری و بزرگمردی علی(ع) نیاز به شاهد و دلیل نداشت، دچار انحراف کند. او می‌خواست با جعل احادیث در مدح دیگر افراد و با رقیب تراشی برای علی(ع) و معرفی افرادی که دارای جایگاه والای علم و تقوا و زهد بودند، نور درخشان امیرالمؤمنین(ع) را کمرنگ جلوه دهد و از سوی دیگر با تلاش برای دگرگون جلوه دادن شخصیت حضرت علی(ع) و بیان دروغ‌های بزرگ مانند اینکه علی(ع) نماز نمی‌خواند و حق مردم را ضایع می‌کند، شخصیت نورانی آن حضرت را لکه‌دار کند تا بدین ترتیب حاشیه امنی برای خود و خاندان قدرت‌طلب خویش فراهم آورد.

از اینجا بود که مکتب اسلام راستین در محاق ظلم و تزویر و نفاق امویان قرار گرفت و در نزدیک به ۹۰ سال حکومتِ سلطنت‌وار آنان، سبّ امیرالمؤمنین(ع) بر منابر و هنگام خطبه‌ها رایج شد و چنان عرصه بر علویان تنگ گردید که کسی جرأت بیان عقیده راستین خود را نداشت. در این مدت، اسلامی که سردمدار آن معاویه نیرنگ‌باز و منافق، و یزید شرابخوار و میمون‌باز بودند دچار انحرافی چنان بزرگ شد که فرزند علی(ع) حضرت سیدالشهداء(ع) احساس کرد جز با نثار خون خود و خانواده و یاران باوفایش نمی‌تواند اسلام را به مسیر راستین خود برگرداند. اینگونه بود که امام حسین(ع) پا در میدانی گذاشت که از هر سو شمشیرها و نیزه‌ها احاطه‌اش کرده بودند و حماسه‌ای آفرید که صدای مظلومیت شیعه را در سراسر تاریخ به رساترین آواز، طنین‌انداز کرد.

در این شرایط از اسلام جز نامی و ظاهری و از نماز و روزه و حج و جهاد جز صورتی باقی نمانده بود که رخشندگی خون حسین(ع) چشم‌ها را خیره کرد و بار دیگر در جامعه شقه شقه شده مسلمانان، نگاه‌ها به سمت خاندان عترت که میراث‌دار راستین اسلام ناب بودند، چرخید.

دیری نپایید که ظلم بنی امیه و ریختن خون سلاله پاک نبی اکرم(ص) دامنگیر امویان و باعث رسوایی و سقوط حکومتشان شد. در این شرایط و در حالی که تیره‌ای دیگر از قریش یعنی بنی‌عباس در حال تلاش برای به دست گرفتن خلافت بودند و شعار خود را نیز «الرضاء من آل محمد» قرار داده و در صدد استفاده از انتساب خود به عموی پیامبر و خاندان وحی بودند، دین اسلام بیش از هر زمانی در معرض تهدیدها و تحریف‌ها قرار گرفته بود. در سال ۹۹ هجری خلافت از امویان به عباسیان رسید و تا سال ۱۱۴ هجری که امامت به صادق آل محمد(ص) رسید، پدر بزرگوارش امام محمد باقر(ع) در فرصتی که عباسیان و امویان درگیر جنگ قدرت بودند، نهضت بزرگ علمی شیعه را آغاز کرد. امام باقر(ع) به تربیت شاگردان و نقل احادیث نبوی که از طریق پدران ارجمندش به او رسیده بود همت ‌گماشت و سرانجام در سال ۱۱۴ هجری با شهادت ایشان، پرچم امامت به دست امام جعفر صادق(ع) رسید.

در دوران ۳۴ ساله امامت حضرت جعفر ابن محمد(ع) مکاتب و نحله‌های مختلف فکری و عقیدتی که آمیخته با دروغ‌ها و تحریف‌ها بودند، شکل گرفته بود و در این شرایط اگر همت والای امام صادق(ع) برای تکمیل کردن نهضت علمی و فقهی اجداد طاهرینش نبود، بدون شک از اسلام و تشیع جز نامی باقی نمانده بود. آن حضرت در شرایطی که از اسلام یک طرح مشخص و بی‌پیرایه وجود نداشت و اسلام آمیخته به انواع تفسیرهای به رأی و تحریف‌ها شده بود، طرح تازه‌ای از اسلام ناب را در قالب چهارچوب عقیدتی و فقهی ارائه کرد.

آن حضرت با پاسخ دادن به انواع شبهات مطرح شده و تربیت بزرگترین شاگردان که برخی از آنها از امامان مذاهب اهل سنت نیز بودند، شناسنامه‌ای تازه برای تشیع علوی صادر کرد و قرائتی ناب از اسلام محمدی به دست داد که شایسته بود به پاس نام بلند آن حضرت، تشیع جعفری نام گیرد.

اسلام و مکتب شیعه جعفری یا دوازده امامی، همواره مرهون زحمات شخصیت بزرگی است که مسیح‌وار در کالبد مرده اسلام، جان تازه دمید و نسخه راستین اسلام را از اسلام اموی و عباسی جدا کرد و برای آیندگان به ودیعت نهاد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha